...

خرید بک لینک
همین چند دقیقه پیش

با صورت زمین خورد. پسرش به شدت مضطرب شد

با عجله دوید تا پدرش را که بیرون از مطب منتظر بود را خبر کند. به سرعت برگشت و خبری از پدرش نبود.

هرچه زنگ زدند جواب نداد.

وقتی به هوش آمد گریه می کرد. فقط همین چند کلمه را گفت:

هیچ کسی رو ندارم. شوهرم تهدید کرده که خودتو دختر و پسرت رو می کشم. خانواده خودم هم باهام قهر کردن... اعتیاد داشت و برای ترک اعتیاد شوهرش به اینجا آمده بود...

نمی دانم چرا در چنین موقعیت هایی اینقدر به هم می ریزم...

نرو، بمان...

ما را در سایت نرو، بمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: چهارشنبه 5 دی 1397 ساعت: 21:17

صفحه بندی